ترجمه "Sarvi" به فارسی

شاخ, شاخ, سرو بهترین ترجمه های "Sarvi" به فارسی هستند.

Sarvi
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Portto ratsastaa helakanpunaisella pedolla, jolla on seitsemän päätä ja kymmenen sarvea.

    این فاحشه بر حیوان وحشی قرمزرنگی سوار است که هفت سر و ده شاخ دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sarvi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sarvi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Portto ratsastaa helakanpunaisella pedolla, jolla on seitsemän päätä ja kymmenen sarvea.

    این فاحشه بر حیوان وحشی قرمزرنگی سوار است که هفت سر و ده شاخ دارد.

  • سرو

    noun

تصاویر با "Sarvi"

عباراتی شبیه به "Sarvi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sarvi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه