ترجمه "Silkki" به فارسی

ابریشم, ابریشم, ابريشم بهترین ترجمه های "Silkki" به فارسی هستند.

Silkki
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun

    Tavalla jolla se istuu, sen on oltava silkkiä.

    جوری که آویزون شده ، باید ابریشم باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Silkki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

silkki noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun

    Tavalla jolla se istuu, sen on oltava silkkiä.

    جوری که آویزون شده ، باید ابریشم باشه.

  • ابريشم

    noun

    Ensi kerralla tuon vihreää silkkiä pukuun.

    در سفر بعدي ، برات يه ابريشم سبز مي يارم که با اين کلاه هماهنگي داشته باشه.

  • حریر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دیبا
    • سره
    • سیلک
    • لاد
    • لباس ابریشمی
    • نخ ابریشم
    • پرند
    • پرنیان

تصاویر با "Silkki"

عباراتی شبیه به "Silkki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Silkki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه