ترجمه "Sumu" به فارسی

مه, مه, meh بهترین ترجمه های "Sumu" به فارسی هستند.

Sumu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    adjective noun proper pronoun

    Sumu ei hälvene aikoihin, joten ilmatukea ei ole eikä tule.

    اين مه لعنتي به اين زودي ها نخواهد رفت. پس پوشش هوايي رو فراموش کنيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sumu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sumu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مه

    noun

    Koettelemukset ovat kuin suuria pimeyden sumuja, jotka voivat sokaista silmämme ja paaduttaa sydämemme.

    دشواریها مانند مه بزرگ تاریکی است که ما را گیج کرده و دل مان را سخت می کند.

  • meh

    noun
  • ابر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تمن
    • غبار
    • مه تنک
    • مِه
    • میغ

تصاویر با "Sumu"

عباراتی شبیه به "Sumu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sumu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه