ترجمه "Tuki" به فارسی
یارانه, پشتیبانی, حمایت بهترین ترجمه های "Tuki" به فارسی هستند.
Tuki
-
یارانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tuki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tuki
noun
verb
دستور زبان
-
پشتیبانی
nounHänen rakkautensa ja tukensa sekä viiden lapsemme, heidän puolisoidensa ja 24 lastenlapsemme rakkaus ja tuki antavat minulle voimaa.
عشق و پشتیبانی او، وهمینطور ۵ فرزندمان، همسرانشان، و ٢۴ نوه هایمان، پشتبان من هستند.
-
حمایت
nounJumala oli käskenyt heitä jatkamaan työtään, ja hän tuki heitä siinä.
مأموریت آنان مأموریتی الهی بود، و برای انجام آن از حمایت الهی برخوردار بودند.
-
همکاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- اعانه
- تکیهگاه
- حائل
- حمايت
- دستیاری
- رسیدگی
- سوبسید
- معیشت
- منفعت
- مواظبت
- نان وپنیر
- هاچه
- پادیر
- پایمردی
- پایه
- پشتيبانى
- پشتيبانى کردن
- پشتيباني كردن
- پشتیبان
- کمک هزینه
- یارانه
عباراتی شبیه به "Tuki" با ترجمه به فارسی
-
قابلیت رمزگذاری
-
دستگاه ماهیچهای
-
حمایت · پشتیبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن