ترجمه "Turkki" به فارسی

ترکیه, ترکيه, torkiye بهترین ترجمه های "Turkki" به فارسی هستند.

Turkki proper دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترکیه

    proper

    Kreikkalaiset ovat hankaloittaneet - alueen tilannetta entisestään miehittämällä Turkin länsirannikon.

    در واقع دوستان یونانی ما شرایط رو پیچیده تر کردن با حمله به ساحل غربی ترکیه

  • ترکيه

    proper

    Hän sanoi, että heidän piti - lähteä Turkkiin seuraavana päivänä.

    اون ميگه که اونها ميخواستن روز بعد برن سمت ترکيه

  • torkiye

    proper
  • پوستین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Turkki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

turkki noun دستور زبان

Eläimen turkista tehty takki.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترکی

    proper
  • تركى

  • خز

    noun

    Ja ehkä se kasvattaa turkin ja pitkän pillikaulan ja kutsuu sinua äidiksi.

    آره ، شايد اون خز دار بزرگ بشه و گردن دراز بلند داشتي باشه و تو رو مامان صدا کنه

  • ترجمه های کمتر

    • کرک
    • turki
    • ترکی استانبولی
    • ترکیه
    • خرگوش
    • روکش
    • نخ پشم
    • پت
    • پشم
    • پوست خام

تصاویر با "Turkki"

عباراتی شبیه به "Turkki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Turkki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه