ترجمه "Turvavyö" به فارسی

کمربند ایمنی, كمربند ايمني, کمربند ایمنی بهترین ترجمه های "Turvavyö" به فارسی هستند.

Turvavyö
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمربند ایمنی

    Laitoin Chloen turvaistuimeensa, kiinnitin oman turvavyöni ja ajoin ulos pihatieltä.

    من کلوئی را در صندلی ایمنی قلاّب کرده، کمربند ایمنی خود را بستم، و خانۀ آنها را ترک کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Turvavyö " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

turvavyö noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • كمربند ايمني

    noun
  • کمربند ایمنی

    Laitoin Chloen turvaistuimeensa, kiinnitin oman turvavyöni ja ajoin ulos pihatieltä.

    من کلوئی را در صندلی ایمنی قلاّب کرده، کمربند ایمنی خود را بستم، و خانۀ آنها را ترک کردم.

تصاویر با "Turvavyö"

اضافه کردن

ترجمه های "Turvavyö" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه