ترجمه "Vartio" به فارسی

گشت (انتظامی), نگهبان, دیدهبان بهترین ترجمه های "Vartio" به فارسی هستند.

Vartio
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گشت (انتظامی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vartio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vartio noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگهبان

    noun

    Onko joku vartiossa, kun te kerran olette täällä?

    قبل از ينکه بياين اين پايين حرفي هم به به نگهبانها ي داخل مسافرخانه زدين ؟

  • دیدهبان

    noun
  • گارد

    noun

    Minut valittiin kuninkaalliseen vartioon - kun olin 14-vuotias.

    وقتي 14 سال داشتم به خدمت گارد سلطنتي در اومدم

اضافه کردن

ترجمه های "Vartio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه