ترجمه "Verho" به فارسی
پرده, پرده, پرده کرکره بهترین ترجمه های "Verho" به فارسی هستند.
Verho
-
پرده
nounHän säntäsi kerran tänne kiroillen ja heitteli kynttilöitä verhoihin.
اون یه بار اومد اینجا و چندتا شمع پرت کرد طرف پرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Verho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
verho
noun
دستور زبان
-
پرده
nounHän säntäsi kerran tänne kiroillen ja heitteli kynttilöitä verhoihin.
اون یه بار اومد اینجا و چندتا شمع پرت کرد طرف پرده.
-
پرده کرکره
noun -
جبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جلودار
- خرقه
- دیوار
- ردا
- روکش
- عبا
- مانع
- پتو
تصاویر با "Verho"
عباراتی شبیه به "Verho" با ترجمه به فارسی
-
جدار · دیوار · مانع · پرده
-
ابری کردن · تار کردن · تخدیر شدن · مه گرفتن
-
غلاف کردن · نهان داشتن · پرده زدن · پنهان کردن · پوشاندن · پیچیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن