ترجمه "Verkko" به فارسی

تئوری شبکه, شبکه, تور بهترین ترجمه های "Verkko" به فارسی هستند.

Verkko proper دستور زبان

Verkko (tähdistö)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تئوری شبکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Verkko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

verkko noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبکه

    noun

    Mutta et voi työskennellä toisessa verkossa toista kahta vuotta.

    ولي نمي توني تو هيچ شبکه ديگه اي کار کني ، تا دو ساله ديگه

  • تور

    noun

    Siksi meidän on ehkä heitettävä ”verkkomme” eri aikoina ja eri paikoissa.

    پس شاید لازم باشد که ‹تور ماهیگیریمان› را در زمان دیگر و حتی مکان دیگری بیندازیم.

  • توجه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توری
    • خیمه
    • شبکه ارتباطی
    • مه خفیف
    • نقاب
    • چادر

عباراتی شبیه به "Verkko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Verkko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه