ترجمه "Vuokra" به فارسی
اجاره, کرایه, اجاره بهترین ترجمه های "Vuokra" به فارسی هستند.
Vuokra
-
اجاره
Vuokrataan limusiini, otetaan pari paukkua, haen vain minun raiskauskengät.
يه ليموزين اجاره کنيم مهموني بگيريم کفش هاي براقمو بياريم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Vuokra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
vuokra
noun
دستور زبان
-
کرایه
nounEntä voisiko seurakunta vuokrata rakennuksen, joka kuuluu uskonnolliselle järjestölle?
در خصوص کرایه کردن ساختمان از سازمانهای مذهبی دیگر چه میتوان گفت؟
-
اجاره
nounPystyn luultavasti järjestämään sinulle Murraylta vuoden ilmaiset vuokrat.
احتمالا مي تونم يه کاري کنم يه سال بدون اجاره بتونين اينجا بمونين.
عباراتی شبیه به "Vuokra" با ترجمه به فارسی
-
مدت اجاره
-
تاکسی · خودروی
-
اجاره کردن · اجیرکردن · متصرف بودن · پروانه دادن · کرایه کردن
-
اجاره کردن · متصرف بودن
-
اجاره ای · وجه اجاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن