ترجمه "agentti" به فارسی

عامل, دلال, سمسار بهترین ترجمه های "agentti" به فارسی هستند.

agentti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    Voimme vetää agenttimme, toimia FBI: n kanssa, jälkiä jättämättä.

    ، ميتونيم عوامل اجراييمون رو بفرستيم با اف.بي.آي همکاري کنيم و هيچ ردي به جا نذاريم

  • دلال

    noun

    Hän päätyi kuitenkin ostamaan talon täältä tämän toimiston agentilta.

    و اون خونه رو يه دلال که براي اين دفتر کار ميکرد براش جور کرد.

  • سمسار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agentti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agentti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agentti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه