ترجمه "aikaisemmin" به فارسی
قبل, قبلا, زودتر بهترین ترجمه های "aikaisemmin" به فارسی هستند.
aikaisemmin
adverb
دستور زبان
-
قبل
adjectiveTaita seuraava kerros takaa niinkuin teit kaksi aikaisempaakin.
مانند دو مرحله قبل لايه ي بعدي رو برگردونيد
-
قبلا
adverbAjattelin aikaisemmin, että me taistelimme yhdessä maailmaa vastaan.
ميدوني چارلز, قبلا فکر ميکردم من و تو عليه دنيا هستيم.
-
زودتر
adverbSanoit myös nousevasi aikaisin ja vieväsi hänet ulos.
تو گفتي صبح ها زود بلند ميشي و مي بيش بيرون.
-
پیش از
adverbYhä useammat nuoret aloittavat sukupuolielämän hyvin aikaisin, jopa varhaisina teinivuosinaan.
جوانان بیش از پیش، از سنین پایین، حتی در سنین نوجوانی، دست به آمیزش جنسی میزنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aikaisemmin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aikaisemmin" با ترجمه به فارسی
-
سازگاری برگشتی
-
zud · زود
-
بیگاه · غیر منتظره · نابهنگام
-
قدامی · پیشین
-
درک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن