ترجمه "ajaa" به فارسی
راندن, روندن, سواری کردن بهترین ترجمه های "ajaa" به فارسی هستند.
ajaa
verb
دستور زبان
Paimentaa (eläimiä) tiettyyn suuntaan. [..]
-
راندن
verb11 Ja tapahtui, että Limhin kansa alkoi ajaa lamanilaisia edellään; kuitenkaan heitä ei ollut puoliksikaan niin lukuisasti kuin lamanilaisia.
۱۱ و چنین گذشت که مردم لیمحی شروع به پس راندن لامانیان از برابرشان نمودند؛ در حالیکه آنها در تعداد نیمِ لامانیان هم نبودند.
-
روندن
verbNäissä olosuhteissa on varmasti melkein mahdotonta ajaa 450 hv autoa.
توی چنین شرایطی تقریباً روندن یه ماشین با 450 اسب بخار قدرت باید غیر ممکن باشه!
-
سواری کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- واداشتن
- اجرا
- فشار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ajaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ajaa" با ترجمه به فارسی
-
بستن
-
زیر گرفتن
-
دوچرخه سواری کردن · رکاب زدن · چرخیدن
-
فضایی و زمانی
-
برطرف کردن
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
لباس راحتی
-
یکای زمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن