ترجمه "alligaattori" به فارسی
تمساح, نهنگ بهترین ترجمه های "alligaattori" به فارسی هستند.
alligaattori
noun
دستور زبان
-
تمساح
nounHän teki outoja kommentteja, lopuksi jotain alligaattoreiden metsästyksestä.
اوم يکم حرف عجيب غريب زد... يکيشون درباره شکار غير قانوني تمساح ها بود
-
نهنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alligaattori " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alligaattori" با ترجمه به فارسی
-
الیگاتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن