ترجمه "aloittaa" به فارسی

اغاز کردن, شروع کردن, براه انداختن بهترین ترجمه های "aloittaa" به فارسی هستند.

aloittaa verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

    verb
  • شروع کردن

    verb

    Koska vain nuorin tyttäremme Debbie asui enää kotona, minäkin aloitin tienraivauksen.

    هنوز یک دخترمان در خانه بود که من هم پیشگامی را شروع کردم.

  • براه انداختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تخلف کردن از
    • عازم شدن
    • نواخته شدن
    • وارد کردن
    • گشودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aloittaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aloittaa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aloittaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه