ترجمه "alue" به فارسی
منطقه, حد, سرزمین بهترین ترجمه های "alue" به فارسی هستند.
alue
noun
دستور زبان
-
منطقه
nounمنطقه جغرافیایی
Verot olivat alhaiset, ja hän saattoi olla antelias niille, joiden alueilla koettiin kovia aikoja.
مالیاتها را سبک نگاه داشته بود، و با اهالی مناطق مصیبتزده با گشادهدستی رفتار میکرد.
-
حد
nounLen oli äärettömän menestynyt. Ensimmäinen alue oli työ.
لِن به حد عالی موفق بود. اولین صحنه زندگیش، کار بود.
-
سرزمین
nounAssyria tunkeutuu sen alueelle, ja myöhemmin Babylonia tuhoaa sen pääkaupungin.
آشوریان به آن سرزمین هجوم خواهند آورد، و پس از آن بابلیان پایتختش را نابود خواهند ساخت.
-
ترجمه های کمتر
- قلمرو
- ناحیه
- بسته
- بلوک
- تملک زمین
- حيطه
- زمین
- قلمرو سلطان
- محیط
- ولایت
- کشور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alue
-
اوبلاست
عباراتی شبیه به "alue" با ترجمه به فارسی
-
استان مورمانسک
-
استان نمنگان
-
حوضه آبریز
-
استان نووگورود
-
استان تولا
-
استان آستراخان
-
استان چلیابینسک
-
استان بلگورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن