ترجمه "alusta" به فارسی
بنیاد, ته, درخت کوچک بهترین ترجمه های "alusta" به فارسی هستند.
alusta
noun
verb
دستور زبان
-
بنیاد
nounJumala itsehän pani alulle avioliittojärjestelyn.
به هر حال، خود خدا بود که ترتیبات ازدواج را بنیاد نهاد.
-
ته
noun -
درخت کوچک
noun
-
ترجمه های کمتر
- زیرساخت
- قسمت تحتانی
- پایه
- کالبد
- گنديده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alusta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alusta" با ترجمه به فارسی
-
باعث شدن · برانگیختن · برقرار کردن · تحریک کردن · جرقه زدن · نویسندگی کردن · وارد کردن
-
زاج
-
زاج
-
از اول
-
را هدایت کردن · راندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن