ترجمه "ansa" به فارسی
دام انفجاری, تله, دام بهترین ترجمه های "ansa" به فارسی هستند.
ansa
noun
دستور زبان
-
دام انفجاری
noun -
تله
nounToinen ansa on sekaannus kokemuksen ja muistojen välillä:
تله ی دوم قاطی کردن تجربه و تصور ما از خوشبختی است:
-
دام
nounHe tulevat jopa todistajien konventtipaikkojen edustalle osoittamaan mieltään ja yrittävät saada varomattomat ansaan.
آنها حتی جلوی کنگرههای شاهدان ایستاده و سعی میکنند اشخاص بیاحتیاط را به دام بیاندازند.
-
ترجمه های کمتر
- نژنک
- پناه گاه
- کمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ansa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ansa" با ترجمه به فارسی
-
استحقاق داشتن · دخل کردن · درآمد داشتن · سزاوار بودن · سزاواربودن · شایستگی داشتن
-
تله انداختن · دام · گرفتار ساختن
-
تله انداختن
-
تله انداختن
-
استحقاق داشتن · دخل کردن · درآمد داشتن · سزاوار بودن · سزاواربودن · شایستگی داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن