ترجمه "apumies" به فارسی

کارگر, بردست, دستیار بهترین ترجمه های "apumies" به فارسی هستند.

apumies noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارگر

    noun

    Työskentely puuvillan keruussa kuin alhainen apumies.

    کارگري توي مزرعه و چيدن پنبه. مثل يه کارگرِ ساده

  • بردست

    noun
  • دستیار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مدد
    • معاون
    • یاری
    • یاور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apumies " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "apumies" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه