ترجمه "arkeologi" به فارسی

باستان شناس, باستانشناس بهترین ترجمه های "arkeologi" به فارسی هستند.

arkeologi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باستان شناس

    noun

    Tiedät, että työskentelen arkeologien ryhmässä.

    تو میدونی که من با یه گروه باستان شناس کار میکنم

  • باستانشناس

    noun

    ARKEOLOGI ja englantilainen lordi olivat vuosikausien ajan etsineet yhdessä aarretta.

    هووارد کارترِ باستانشناس و لُرد کارناروَن سالها در پی گنجینهای بسیار پرارزش بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arkeologi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arkeologi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arkeologi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه