ترجمه "asema" به فارسی

ایستگاه, اجازه نامه, امانت بهترین ترجمه های "asema" به فارسی هستند.

asema noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun

    Missä on lähin juna-asema?

    نزدیکترین ایستگاه قطار کجاست؟

  • اجازه نامه

    noun
  • امانت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تولیت
    • جایگاه
    • حال
    • حالت
    • خوابگاه کشتی
    • درایو
    • رتبه
    • رده
    • عنوان
    • مکان
    • وضعیت
    • پروانه
    • پست شغلی
    • یادداشت مختصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asema " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "asema" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "asema" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه