ترجمه "asema" به فارسی
ایستگاه, اجازه نامه, امانت بهترین ترجمه های "asema" به فارسی هستند.
asema
noun
دستور زبان
-
ایستگاه
nounMissä on lähin juna-asema?
نزدیکترین ایستگاه قطار کجاست؟
-
اجازه نامه
noun -
امانت
noun
-
ترجمه های کمتر
- تولیت
- جایگاه
- حال
- حالت
- خوابگاه کشتی
- درایو
- رتبه
- رده
- عنوان
- مکان
- وضعیت
- پروانه
- پست شغلی
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asema" با ترجمه به فارسی
-
فرومایگی
-
دیسکگردان نوری
-
استیلا · تحکم · تسلط · تعالی · سلطه · غلبه
-
قاطع بودن · مسلط بودن
-
زندانبانی
-
وضع نامساعد · پستی
-
قانونیبودن ماریجوآنا
-
اعمال شاقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن