ترجمه "assistentti" به فارسی

دستیار, آسیستان, بردست بهترین ترجمه های "assistentti" به فارسی هستند.

assistentti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستیار

    noun

    Valentinen assistentilla on sama implanttiarpi.

    دستیار ولنتاین هم جای زخم همون تراشه رو داره

  • آسیستان

    noun
  • بردست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مدد
    • معاون
    • یاری
    • یاور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assistentti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "assistentti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه