ترجمه "aukko" به فارسی
سوراخ, تعلیق, جای خالی بهترین ترجمه های "aukko" به فارسی هستند.
aukko
noun
دستور زبان
-
سوراخ
nounSe on muurissa olevalla aukolla, jossa hän oli ranskalaisten kanssa.
بهش بگو تو رو ببره به سوراخ تو ديوار همون جايي که تيم فرانسوي رو ديده.
-
تعلیق
noun -
جای خالی
nounYhtäkkiä tuo kaikki oli poissa ja jäljelle jäi ammottava aukko.
ناگهان همهٔ این وظایف را از دست دادم و جای خالی آن برایم باقی ماند.
-
ترجمه های کمتر
- حفره
- رخنه
- روزنه
- محفظه
- نقض عهد
- نقطه ابهام
- گام تند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aukko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aukko" با ترجمه به فارسی
-
سیاهچاله کلانجرم
-
siyāhečāle · زندان تاریک · سیاهچاله · سیاهچاله فضایی
-
سفیدچاله
-
گودال آبی
-
دربازكني
-
آسیبپذیری (رایانه)
-
نقص دیواره بیندهلیزی
-
دریچه · روزنه · مفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن