ترجمه "auringonnousu" به فارسی

مشرق, تیغ افتاب, طلوع افتاب بهترین ترجمه های "auringonnousu" به فارسی هستند.

auringonnousu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشرق

    noun

    ”Niin kaukana kuin auringonnousu on auringonlaskusta, niin kauas meistä hän on siirtänyt rikkomuksemme.

    به اندازهای که مشرق از مغرب دور است، بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.

  • تیغ افتاب

    noun
  • طلوع افتاب

    noun

    Yhtenä aamuna, juuri auringonnousun jälkeen,

    يه روز صبح ، بعد از طلوع افتاب

  • ترجمه های کمتر

    • طلوع خورشید
    • اغاز
    • سپیده دم
    • صبح
    • طلوع
    • پرگاس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " auringonnousu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Auringonnousu

Auringonnousu (elokuva)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلوع

    noun

    Jos pumppaat hänet täyteen sitä ennen auringonnousua, hän voi selvitä pariksi tunniksi.

    تو بايد قبل از طلوع خورشيد کامل بهش تزريق کني ممکنه مغزش براي چند ساعت سالم بمونه.

اضافه کردن

ترجمه های "auringonnousu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه