ترجمه "auto" به فارسی
خودرو, ماشین, اتومبیل بهترین ترجمه های "auto" به فارسی هستند.
auto
noun
دستور زبان
-
خودرو
nounماشینی که با نیروی محرکه خود حرکت می کند. [..]
Meidän on pysäytettävä auto tähän ennen kuin he pääsevät portille.
بايد خودرو رو اينجا متوقف کنيم ، قبل از اينکه وارد اينجا بشه.
-
ماشین
nounHän rakastaa autoja kun taas hänen veljensä vihaa niitä.
او عاشق ماشین است، ولی برادرش از آن متنفر است.
-
اتومبیل
nounTämä tehdas tuottaa 500 autoa päivässä.
این کارخانه در روز 500 اتومبیل تولید می کند.
-
ترجمه های کمتر
- اتوموبیل
- خودرو سواری
- ماشین خودرو
- ماشین سواری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "auto"
عباراتی شبیه به "auto" با ترجمه به فارسی
-
تاکسی · خودروی
-
اتومبیل سبک · اواره
-
خودروی چرخباز
-
ماشین باری · مبادله · کامیون · کامیون باری
-
اتوبوس · توده مردم · عامه
-
مینیون
-
خودروی خودگردان
-
وانت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن