ترجمه "avustaja" به فارسی
دستیار, آسیستان, بانی خیر بهترین ترجمه های "avustaja" به فارسی هستند.
avustaja
noun
دستور زبان
-
دستیار
nounLain antamisen yhteydessä hän järjesti niin, että Leevin heimoon kuuluvat toimivat kokoaikaisesti pappeina ja näiden avustajina.
وقتی یَهُوَه شریعت را داد، برخی از لاویان را انتخاب کرد تا کاهن یا دستیار کاهن باشند.
-
آسیستان
noun -
بانی خیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- بردست
- سیاهیلشکر
- شرکت کننده
- صاحب خیر
- مدد
- مدیر
- مساعد
- مشترک
- معاون
- نیکوکار
- واقف
- ولی نعمت
- کمک
- یاری
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avustaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "avustaja" با ترجمه به فارسی
-
ساقدوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن