ترجمه "baari" به فارسی

بار, تالار, سالن زیبایی بهترین ترجمه های "baari" به فارسی هستند.

baari noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    paineen yksikkö

    Isäukko menettää muuten baarinsa ja me sormen päivässä.

    يا بايد بار باباتو بفروشيم ، يا روزي يه انگشت از دست بديم.

  • تالار

    noun
  • سالن زیبایی

    noun
  • کاروانسرا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "baari"

اضافه کردن

ترجمه های "baari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه