ترجمه "balsami" به فارسی

روغن, روغن مالی, مرهم بهترین ترجمه های "balsami" به فارسی هستند.

balsami noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun
  • روغن مالی

    noun
  • مرهم

    noun

    Kuolema ja verenvuodatus oli balsamia hänen sydämelleen.

    مي گفتن که مرگ و خونريزي ، مرهم قلب شه.

  • پماد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balsami " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "balsami" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه