ترجمه "borneo" به فارسی

بورنئو, جزیره بورنئو بهترین ترجمه های "borneo" به فارسی هستند.

borneo
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بورنئو

    Kun patikoin Borneossa, minun käskettiin pysyä kartalla.

    وقتي من تو " بورنئو " پياده ميرفتم بهم گفتن بچسبم به نقشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borneo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Borneo proper دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیره بورنئو

    proper
اضافه کردن

ترجمه های "borneo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه