ترجمه "college" به فارسی
دانشگاه, کالج, کالج بهترین ترجمه های "college" به فارسی هستند.
college
noun
دستور زبان
-
دانشگاه
nounEt ole valmistunut collegesta, et ole ollut Euroopassa, - ja autosi on todellinen paskalaatikko.
از دانشگاه فارق التحصيل نشدي ، هرگز هم به اروپا نرفتي. و ماشينت هم واقعاً يه لگنه!
-
کالج
nounNiin kovasti, että kävin collegen ja lakikoulun viisi vuotta ikätovereideni valmistumisen jälkeen.
اونقدر بد که رفتم به کالج حقوق پنج سال بعد از فارغ التحصيل شدن دوستام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " college " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
College
-
کالج
nounCollegesta lähtien on ollut Marshall, Lily ja minä.
تو هر چيزي که توي کالج بين مارشال و ليلي و من بوده رو مي دوني
عباراتی شبیه به "college" با ترجمه به فارسی
-
کالج دکترا
-
کالج دانشگاهی لندن
-
کالج دارتموث
-
دانشجو · عضو دانشکده
-
کالج هنرهای آزاد
-
کالج راک
-
کالج دارتموث
اضافه کردن مثال
اضافه کردن