ترجمه "data" به فارسی

داده, دادهها بهترین ترجمه های "data" به فارسی هستند.

data noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • داده

    noun

    Se avaa palvelinyhteyden, jotta ulkopuolinen data voidaan vastaanottaa.

    با اين کار سرورها براي دسترسيِ داده هاي خارجي ميتونه آماده بشه

  • دادهها

    noun

    Lähetetään dataa kohteeseen %

    ارائه داده‌ها به %

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " data " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "data" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "data" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه