ترجمه "edellytys" به فارسی

شرط, پيش بايست, پيش شرط بهترین ترجمه های "edellytys" به فارسی هستند.

edellytys noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرط

    noun

    • Mikä on ensimmäinen edellytys sille, että uhri on otollinen, ja mitä merkitystä tällä on meille?

    • نخستین شرط آنکه یک قربانی مورد قبول خدا واقع شود چیست و ما از آن چه میآموزیم؟

  • پيش بايست

    noun
  • پيش شرط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • الزام
    • بایا
    • شرط قبلی
    • شرط لازم
    • ضرورت
    • لازمه
    • لزوم
    • نیاز
    • نیازمندی
    • پيش پندار
    • پیش نیاز
    • چیز ضروری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " edellytys " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "edellytys" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "edellytys" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه