ترجمه "edustaja" به فارسی

نماینده, استدلال کننده, دلال بهترین ترجمه های "edustaja" به فارسی هستند.

edustaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    Mooses puhui Jumalan edustajan kanssa, joka välitti hänelle suullisesti Jehovan antamat ohjeet.

    موسی با نمایندهٔ خدا صحبت میکرد و فرامین یَهُوَه را از طریق آن نماینده میشنید.

  • استدلال کننده

    noun
  • دلال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سخنران
    • سخنگو
    • سمسار
    • طرفدار
    • قائم مقام
    • وکالت
    • وکالتنامه
    • وکیل مدافع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " edustaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "edustaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه