ترجمه "ego" به فارسی
خود, نفس, حال بهترین ترجمه های "ego" به فارسی هستند.
ego
noun
دستور زبان
-
خود
nounHopealusikka niin syvällä perseessä, että varaa oli tämän touhun vaatimaan egoon.
با ناز و نعمت بزرگ شده تونسته خودش رو راضی کنه و این کارا رو انجام بده
-
نفس
nounVaikkakaan liian suuri ego ei ole poissa laskuista.
با وجود يه نفس تنومند اين ديگه پرسيدن نداره.
-
حال
noun
-
ترجمه های کمتر
- حالت
- خویش
- منت
- نفس خود
- وضع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ego " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ego" با ترجمه به فارسی
-
دیگر خود · رفیق شفیق
-
خود دیگر
-
اگون شیله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن