ترجمه "ennen" به فارسی
تا, قبل, پیش از بهترین ترجمه های "ennen" به فارسی هستند.
ennen
adverb
adposition
دستور زبان
-
تا
adverbEn ole ennen tiennyt, mihin tarvitaan iäisyyttä. Siitä on hyötyä, jos haluaa mahdollisuuden oppia saksaa.
قبلاً هرگز نمیدانستم زندگی ابدی به چه دردی میخورد. به این درد میخورد تا امکان فراگیری آلمانی را پیدا کنیم.
-
قبل
adjectiveUnohdin sammuttaa television ennen kun menin nukkumaan.
من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم.
-
پیش از
adverbNe voidellut, jotka kuolevat uskollisena ennen suuren ahdistuksen alkua, sinetöidään lopullisesti kuolemaansa mennessä.
مسحشدگان وفاداری که پیش از شروع مصیبت عظیم میمیرند، پیش از مرگشان مُهر نهایی را دریافت میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ennen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ennen" با ترجمه به فارسی
-
برتر · مقدم
-
در قدیم · در گذشته
-
تجزیه و تحلیل چگونگی
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
میزانسن
-
اعلام قبلی · خبر بد · شگون · علامت · فال · فال بد · نشانه · پیشگویی
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن