ترجمه "ensi-" به فارسی
افتتاحی, برتر, جدید بهترین ترجمه های "ensi-" به فارسی هستند.
ensi-
Prefix
دستور زبان
-
افتتاحی
adjective -
برتر
adjectiveNäin ollen meidän tulee pysyä alamaisina esivalloille samalla kun annamme ensi sijan Jumalan laille ja vallalle.
لذا ما باید تابع قدرتهای برتر باقی بمانیم و در عین حال برای قانون و اختیار خدا اولویت قائل شویم.
-
جدید
adjectiveMoraalittomuudessaan, jota jopa sallivaiset uskonnolliset järjestöt tukevat, se on mennyt pitemmälle kuin koskaan ennen.
حتی بعضی از مذاهب با وضع قوانینی جدید این گونه فساد را مجاز شمردهاند.
-
ترجمه های کمتر
- دختر باکره
- پیشقدمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ensi- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ensi-" با ترجمه به فارسی
-
برتر · مقدم
-
در قدیم · در گذشته
-
تجزیه و تحلیل چگونگی
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
میزانسن
-
اعلام قبلی · خبر بد · شگون · علامت · فال · فال بد · نشانه · پیشگویی
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن