ترجمه "entinen" به فارسی
قدیمی, پیشین, ازبین رفته بهترین ترجمه های "entinen" به فارسی هستند.
entinen
adjective
دستور زبان
-
قدیمی
adjectiveEntinen koulukaveri näki Kimmien pari viikkoa sitten.
یه همکلاس قدیمی چند هفته پیش کیمی رو دیده.
-
پیشین
adjectiveTässä entinen puolustusministeri Rumsfeld.
در هر مراسمی، اینجا وزیر دفاع پیشین، رامسفلد است.
-
ازبین رفته
adjectiveEntinen matelijafarmi Scranton, PA: n lähistöllä.
یه مزرعه ی ازبین رفته خارج از اسکرانتون ، فیلادلفیا
-
ترجمه های کمتر
- اسبق
- تمام شده
- سابق
- قبلی
- قدیم
- مرده
- گذشته ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entinen" با ترجمه به فارسی
-
شهرستان سابق
-
از · بی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن