ترجمه "erite" به فارسی
تراوش, ترشح, دفع بهترین ترجمه های "erite" به فارسی هستند.
erite
noun
دستور زبان
-
تراوش
noun -
ترشح
nounJos se erittää myrkkyä ihon läpi, niin kosketus tappaa.
اگه اون از پوستش وزغ زهر ترشح ميکنه پس لمس کردنش مرگباره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Erite
-
دفع
عباراتی شبیه به "erite" با ترجمه به فارسی
-
تند · جگرسوز · خورنده · سخن تند · فاسد کننده
-
محدود کردن · کالبدشکافی کردن
-
گونه در معرض خطر
-
باطل کردن · ترشح کردن · دفع کردن
-
اشکار · انگشت نما · برملا · خیره کننده · دریده · رسوا · فاحش · نمایان
-
بداخلاق · تند · تیز · سخن تند · کینه جو
-
بسيار خسارت ديده
-
اشکار · انگشت نما · برملا · خیره کننده · دریده · رسوا · فاحش · نمایان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن