ترجمه "ero" به فارسی
انحراف, حرکت, سرحد بهترین ترجمه های "ero" به فارسی هستند.
ero
noun
دستور زبان
-
انحراف
noun -
حرکت
nounOdottakaa selvästi erossa odotuspaikasta Victor.
براي " وي " آرام حرکت کن...
-
سرحد
noun
-
ترجمه های کمتر
- شکاف
- عدم اتفاق
- عزیمت
- نفاق
- کوچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ero" با ترجمه به فارسی
-
اختلاف داشتن · اختلاف پیداکردن · استعفا دادن · استعفا دادن از · بریدن · تغییر کردن · تفاوت داشتن · جدا رفتن · جدا کردن · جداکردن · فرق داشتن · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مستعفی شدن · مغایر بودن · منتزع شدن · موافق نبودن · نساختن با · نفاق انداختن
-
اختلاف رای · مخالف
-
دور انداختن
-
زیرکی
-
فصل
-
جدایی دین از سیاست · لائیسیته
-
از یاد بردن · دور انداختن · منسوخ کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن