ترجمه "esite" به فارسی
بروشور, دفترچه راهنما بهترین ترجمه های "esite" به فارسی هستند.
esite
noun
دستور زبان
-
بروشور
nounTuo esite on maksuton.
آن بروشور مجانی است.
-
دفترچه راهنما
nounEli sinulla ei ole mitään tietoa miten tämä esite joutui tänne?
پس نظري نداري که اين دفترچه راهنما چطوري به اينجا رسيده ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esite" با ترجمه به فارسی
-
بدجلوه دادن · خیانت کردن به · دروغ گفتن
-
به تفصیل گفتن · شرح دادن
-
آراستن · اقامه كردن · بازتوليد كردن · به صحنه آوردن · رسم کردن · شرح دادن · صریحا گفتن · عازم شدن · مجسم کردن · منظم کردن · مژده دادن · نشان دادن · نقش کردن · نمايش دادن · نمایاندن · نمودن · هنرپیشه شدن · پیشنهاد کردن · کاندید کردن
-
مدون کردن
-
خود نمایی کردن · رژه رفتن · مداخله کردن · معرفی کردن · نظر کردن به
-
استثنا قائل شدن · اعتراض کردن · تعرض کردن · مهلت خواستن
-
بدجلوه دادن · پنهان شدن
-
آراستن · اقامه كردن · بازتوليد كردن · به صحنه آوردن · رسم کردن · شرح دادن · صریحا گفتن · عازم شدن · مجسم کردن · منظم کردن · مژده دادن · نشان دادن · نقش کردن · نمايش دادن · نمایاندن · نمودن · هنرپیشه شدن · پیشنهاد کردن · کاندید کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن