ترجمه "filmi" به فارسی
فیلم, سینما, تلنگر بهترین ترجمه های "filmi" به فارسی هستند.
filmi
noun
دستور زبان
-
فیلم
nounJos hän ottaa filmin, minulla on näyttöä siitä.
این جوری ، اگه با فیلم ناپدید شه ، نمیتونه انکارش کنه چون من صداشو دارم.
-
سینما
noun -
تلنگر
noun -
فیلم عکاسی
valoherkkä kalvo, jota käytetään sekä valo- että elokuvauksessa
Popular Photography -nimisessä julkaisussa selostetaan: ”Ihmissilmät pystyvät erottamaan paljon enemmän yksityiskohtia kuin filmi.
و در نشریهٔ پاپیولار فتوگرافی چنین نقل شده است: «چشمان انسان در مقایسه با فیلم عکاسی جزئیات بسیار بیشتری را میبینند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filmi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filmi" با ترجمه به فارسی
-
فیلم نوآر
-
بافت فیلم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن