ترجمه "game" به فارسی

گیم ترجمه "game" به فارسی است.

game
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیم

    Kun Richard Game tunnusti murhasi, hän oli ollut kuusi vuotta sairaana.

    وقتی ریچارد گیم ، به قتل تو اعتراف کرده چندین سال مریض بوده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " game " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "game" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "game" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه