ترجمه "grilli" به فارسی

بریانی, جوشاننده, پزنده بهترین ترجمه های "grilli" به فارسی هستند.

grilli noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بریانی

    noun
  • جوشاننده

    noun
  • پزنده

    noun
  • گریل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grilli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grilli
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبابپز

    Pysy aina vähintään neljän metrin päässä grillistä.

    بايد 5 متر از اون کبابپز دور بموني

عباراتی شبیه به "grilli" با ترجمه به فارسی

  • بریان شدن · سوختن · عذاب دادن · کباب کردن · گریل کردن
  • آلن رب گرییه
اضافه کردن

ترجمه های "grilli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه