ترجمه "guru" به فارسی
معلم, معلم مذهبی, گورو بهترین ترجمه های "guru" به فارسی هستند.
guru
noun
دستور زبان
-
معلم
nounAiot muuttaa Intiaan ja ryhtyä guruksi.
ميخواي بري هند و يه معلم مذهبي بشي
-
معلم مذهبی
nounOpiskelin gurujen - ja pyhien naisten seurassa.
بخاطر همین با معلمان مذهبی و زنان مقدس همنشین شدم
-
گورو
Gurun viimeinen sääntö - on opettaa oppilaalle gurun tarpeista.
آخرين قانون گورو اينه که دانش آموزان ديگه به گورو احتياجي ندارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Guru
-
گورو
Gurun viimeinen sääntö - on opettaa oppilaalle gurun tarpeista.
آخرين قانون گورو اينه که دانش آموزان ديگه به گورو احتياجي ندارن
عباراتی شبیه به "guru" با ترجمه به فارسی
-
گورو نانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن