ترجمه "hallinto" به فارسی

حکومت, دولت, اداره بهترین ترجمه های "hallinto" به فارسی هستند.

hallinto noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکومت

    noun

    دستگاهی که مدیریت یک منطقه یا کشور را به عهده میگیرد

    Ajattele, miten Valtakunnan hallinto pian täyttää tottelevaisen ihmiskunnan toiveet!

    به زودی این حکومت امید انسانهای مطیع را به تحقق خواهد رساند.

  • دولت

    noun

    Hän oli erään hallintomme jäsenen luvattoman operaation kohde.

    اون هدف یه عملیاتِ بدون مجوز توسط یکی از افراد دولت ما بود

  • اداره

    noun

    Jos hallinto tajuaisi aikeemme, meidät hirtettäisiin maanpetoksesta.

    اداره کل فهميده که داريم چيکار ميکنيم ؟ اونا مارو بخاطر خيانت ميکشن.

  • ترجمه های کمتر

    • ریاست
    • مديريت
    • مدیریت
    • هیئت حاکمه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hallinto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hallinto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hallinto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه