ترجمه "hankala" به فارسی

دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "hankala" به فارسی هستند.

hankala adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشوار

    adjective

    Mutta kun yhdistetään ihmisnokkeluus ja aika, en usko, että se on hankalaakaan.

    اما با بکارگیری نبوغ بشر و کمی زمان، به گمان من انجام آن هم دشوار نخواهد بود.

  • سخت

    adjective

    Johtuu siitä, että varaosat ovat kalliita ja hankalia löytää.

    چون قطعاتش خيلي گرونن و به سختي پيدا ميشن

  • صعب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشکل
    • ناجور
    • برخورنده
    • جاذب
    • خدعه آمیز
    • رنجش آمیز
    • سخت گیر
    • طاعون زده
    • غیر قابل توصیف
    • ناراحت
    • ننر
    • پر دردسر
    • پرزحمت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hankala " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hankala" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hankala" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه