ترجمه "harva" به فارسی

تنک, کم, پراکنده بهترین ترجمه های "harva" به فارسی هستند.

harva adjective دستور زبان

Enemmän kuin yksi, mutta ei niin paljon kuin tavallisesti tai kuin oli odotettu.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنک

    adjective
  • کم

    noun

    Vain harva ratkaisu voi tuoda yhtä paljon onnea tai surua.

    کمتر تصمیماتی در زندگی به اندازهٔ تصمیم ازدواج موجب سعادت یا تأسف انسان میگردند.

  • پراکنده

    adjective

    Eric ja hänen vaimonsa Katy ovat tienraivaajina harvaan asutulla seudulla Beninin pohjoisosassa.

    اریک و همسرش کیتی در شمال بِنین در جاهایی که مردم به طور پراکنده زندگی میکنند پیشگام میباشند.

  • کم پشت

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " harva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "harva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه