ترجمه "heimo" به فارسی
قبیله, تیره, شاخه بهترین ترجمه های "heimo" به فارسی هستند.
heimo
noun
دستور زبان
Taksonominen taso eli ryhmä eläimiä tai kasveja, osa jotain lahkoa, ja koostuu yhdestä tai useammasta suvusta.
-
قبیله
nounTämä on luultavasti seurausta pitkästä historiastamme heimoissa, heimopsykologiasta.
این احتمالا ریشه در زندگی قبیله ای گذشته ما داره،
-
تیره
noun -
شاخه
noun
-
ترجمه های کمتر
- گونه
- il
- تبار
- خویشی
- دسته
- زند
- عشیره
- قبيله
- قوم و خویش
- قوم و خویشی
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heimo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heimo
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Heimo" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heimo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "heimo" با ترجمه به فارسی
-
عضو خانواده · هم قبیله
-
رئیس · رئیس قبیله · سالار · قائد · پیشوا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن