ترجمه "hieronta" به فارسی

ماساژ, مشت و مال, مشت ومال بهترین ترجمه های "hieronta" به فارسی هستند.

hieronta noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماساژ

    noun

    Kostea lämpö rentouttaa mukavasti hieronnan jälkeen.

    گرماي همراه با رطوبت معمولاً بعد از ماساژ آرامش بخشه

  • مشت و مال

    noun
  • مشت ومال

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hieronta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hieronta
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماساژ

    noun

    سكس

    Yritän käydä meressä uimassa ja hieronnassa ennen isoa tapaamista.

    ببين ، برم يه آب تني بکنم. و بعدش ماساژ قبل از جلسه ي بزرگ.

اضافه کردن

ترجمه های "hieronta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه