ترجمه "hiiri" به فارسی

موش, موشواره, موس بهترین ترجمه های "hiiri" به فارسی هستند.

hiiri noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • موش

    noun

    Jopa julkea senaattori Gracchus oli hiljaa kuin hiiri.

    حتي سناتور گستاخ ، گراکس. مثل يه موش ساکت بود

  • موشواره

    noun

    osoitinlaite, jonka avulla tietokonetta ohjataan kaksiulotteisen liikkeen avulla

  • موس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ترسو
    • مشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hiiri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hiiri"

عباراتی شبیه به "hiiri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hiiri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه